تودهای به اندازه توپ سافتبال پشت زانویم پیدا شد؛ معنایش برای دویدن چیست؟
جنی مککوی، نویسنده و دونده، وقتی تودهای بزرگ پشت زانوی راستش دید، نگران شد که تمرینهایش از مسیر خارج شود. پاسخ پزشکان اما پیچیدهتر و امیدوارکنندهتر از یک ممنوعیت ساده برای دویدن بود.
تودهای به اندازه توپ سافتبال پشت زانویم پیدا شد؛ معنایش برای دویدن چیست؟
من اصولاً از دیدن هر نوع برجستگی و توده روی بدنم خوشحال نمیشوم. اما دو سال پیش با موردی روبهرو شدم که واقعاً من را به هم ریخت: تودهای پشت زانوی راست، تقریباً به اندازه توپ سافتبال؛ چیزی در حدود ۱۰ سانتیمتر که بهسختی میشد نادیدهاش گرفت.

این برجستگی انگار یکشبه ظاهر شده بود. درد نداشت، اما اندازهاش و اینکه نمیدانستم از کجا آمده، برایم هشداردهنده بود. بنابراین از یک پزشک طب ورزشی وقت گرفتم. او شرححالم را پرسید، معاینه فیزیکی انجام داد و برای بررسی دقیقتر، عکسبرداری با اشعه ایکس و MRI نوشت.
وقتی جواب تصویربرداریها آماده شد، پزشک با آرامش و بیتکلف گفت: «کیست بیکر داری.»
تا آن زمان اصطلاح کیست بیکر (Baker’s cyst) را نشنیده بودم، اما خیلی زود فهمیدم که این وضعیت واقعاً شایع است. در یک مطالعه روی ۳۹۹ نفر که زانودرد داشتند، ۲۶ درصدشان کیست بیکر داشتند. پژوهش دیگری هم نشان داده است که تا ۴۰ درصد افراد مبتلا به آرتروز زانو ممکن است چنین کیستی داشته باشند.
از آنجا که همراه با کیست، علامت دیگری مثل درد زانو، تورم یا ناپایداری مفصل نداشتم، پزشک گفت آن را نادیده بگیرم و برنامه معمول ورزشم را ادامه بدهم. بعد هم اضافه کرد که احتمالاً این کیست تا آخر عمر با من میماند؛ جملهای که هضمش برایم هم سخت بود و هم گیجکننده.
پزشک بعد از گفتن این خبر سریع سراغ بیمار بعدی رفت و من ماندم با فهرستی بلندتر و بلندتر از سؤالها درباره کیست بیکر.
اولین چیزی که باید درباره این مشکل ظاهراً عجیب میفهمیدم این بود که اصلاً چطور به وجود آمده و چرا چنین اتفاقی میافتد.
سالوادور پورتوگال، پزشک متخصص طب فیزیکی، توانبخشی و پزشکی ورزشی در NYU Langone Orthopedic Center، توضیح میدهد که کیست بیکر در واقع سرریز مایع از مفصل زانوست؛ مایعی که از داخل مفصل خارج میشود و در پشت زانو جمع میشود.
ویکاس شاهی، پزشک طب ورزشی در Hospital for Special Surgery، میگوید معمولاً این مایع از مفصل زانو به قسمت پشتی زانو از طریق یک سیستم شبیه دریچه یکطرفه حرکت میکند. به همین دلیل، از نظر فنی کیست بیکر یک «کیست واقعی» به معنای کلاسیک نیست، چون در همه جهتها داخل یک کپسول کاملاً بسته محصور نشده است.
برای بعضی افراد، مثل من، کیست همیشه قابل مشاهده است. اما پورتوگال میگوید در بیشتر موارد، اندازه کیست میتواند بسته به مقدار کلی مایع داخل زانو بزرگ و کوچک شود. او حتی خودش هم کیست بیکر دارد و میگوید گاهی به شکل برجستگی کاملاً محسوس دیده میشود و گاهی کاملاً ناپدید به نظر میرسد.
حالا میرسیم به پرسش اصلی: چرا من دچارش شدم؟
شاهی میگوید خود کیستهای بیکر معمولاً مشکل اصلی نیستند، اما اغلب بهدلیل یک مسئله زمینهای در مفصل زانو ایجاد میشوند. شایعترین علتی که او در کلینیک میبیند آرتروز زانوست؛ وضعیتی که باعث تجمع مایع در زانو میشود و این مایع در نهایت میتواند به پشت زانو سرریز کند و کیست بسازد.
پورتوگال اضافه میکند که پارگی ACL، پارگی مینیسک یا پارگی بخشهای دیگر غضروف زانو هم میتوانند مقصر باشند. شاهی نیز میگوید یک علت دیگر، آرتریت التهابی است؛ چون میتواند زانو را تحریک کند تا مایع اضافی تولید کند.
من هنوز مطمئن نیستم علت دقیق کیست بیکرم چیست؛ پزشکی که آن را تشخیص داد درباره علتهای احتمالی توضیحی نداد. اما نتیجه MRI من پارگی مینیسکی را نشان داد که اصلاً از وجودش خبر نداشتم. بنابراین حدسم این است که آن پارگی دستکم یکی از عوامل مؤثر باشد؛ اگر نگوییم علت اصلی.
گاهی فشار ناشی از تجمع مایع در کیست بیکر میتواند پشت زانو درد ایجاد کند. اما برای بسیاری از افراد، از جمله من، این کیست بدون درد است. پس اگر عادت ندارید پشت زانوهایتان را مرتب بررسی کنید، ممکن است اصلاً متوجه وجودش نشوید. شاهی میگوید: «خیلی وقتها بیماران با آن راه میروند و هیچ علامتی ایجاد نمیکند.»
بنابراین عجیب نیست که خیلیها تا وقتی به دلیل دیگری MRI نمیدهند، متوجه کیست بیکر نمیشوند؛ مثلاً وقتی زانودرد منتشر و کلی دارند که با فیزیوتراپی یا داروهای ضدالتهاب بهتر نشده است. پورتوگال به همین نکته اشاره میکند. به گفته شاهی، استاندارد طلایی تشخیص کیست بیکر MRI و سونوگرافی است.
چه زمانی باید برای کیست بیکر به پزشک مراجعه کرد؟ کیست بیکر بهخودیخود خطرناک نیست. اما پورتوگال تأکید میکند اگر پشت ساق یا پشت زانو تورم یا درد دارید، بهتر است بررسی شوید؛ حتی ممکن است لازم باشد به مرکز مراقبت فوری مراجعه کنید تا مطمئن شوید لخته خون در کار نیست، چون لخته خون میتواند بالقوه تهدیدکننده زندگی باشد. وقتی مطمئن شدید برجستگی شما واقعاً کیست بیکر است، به گفته او «دیگر آنقدر نگرانکننده نیست». با این حال اگر کنترل علائم همراه، مثل درد یا تورم زانو، برایتان سخت شده، همچنان بهتر است پیگیری پزشکی بیشتری انجام دهید.
حالا سؤال واقعی برای یک آدم فعال این بود: آیا باید تمرینم را تغییر بدهم؟
هرچند پزشکم گفته بود طبق معمول ورزش کنم، نگران بودم دویدن منظم باعث بزرگتر شدن کیست شود. پورتوگال اما خیال من را راحتتر کرد و گفت افراد فقط زمانی لازم است تمرین دویدنشان را تغییر دهند که کیست هنگام دویدن درد ایجاد کند یا باعث شود مکانیک حرکت و شیوه دویدنشان عوض شود.
پورتوگال همچنین اشاره کرد که دویدن میتواند ضخامت و حجم بعضی نواحی غضروف مفصل زانو را افزایش دهد و از این نظر میتواند فعالیتی «سالم» برای زانو باشد. شاهی هم به پژوهشهایی اشاره میکند که نشان دادهاند دوندگان مبتلا به آرتروز، در مقایسه با غیردوندگان مبتلا به آرتروز، دورههای درد کمتری داشتهاند و عملکرد بهتری نشان دادهاند. او میگوید: «این نشان میدهد که دویدن ظاهراً نوعی اثر محافظتی ایجاد میکند.»
با این حال، مهم است مطمئن باشید فرم دویدنتان درست و کارآمد است. شاهی توضیح میدهد خطاهای بیومکانیکی که از ضعف عضلات سرینی و عضلات مرکزی بدن میآیند، یا حتی از ناتوانی در فعالکردن درست آنها هنگام دویدن، میتوانند فشار بیشتری روی زانو بگذارند. این فشار ممکن است در زانو التهاب ایجاد کند و در نتیجه، احتمالاً کیست بیکر را بدتر کند.
اما سؤال میلیوندلاری من این بود: آیا این برجستگی باید تا ابد اینجا بماند؟ کیست بیکر من هیچ درد یا ناراحتیای ایجاد نمیکند، اما واقعاً ظاهرش را دوست ندارم. پزشکی که آن را تشخیص داد گفت میتواند برایم آسپیراسیون انجام دهد؛ یعنی با سوزن بزرگی مایع داخل آن را تخلیه کند. اما بلافاصله توضیح داد که این گزینه را توصیه نمیکند، چون کیستهای بیکر اغلب بعد از تخلیه دوباره برمیگردند. او گفت بیمارانی داشته که به خانه رفتهاند و همان موقع تماس گرفتهاند و گفتهاند کیست دوباره پر شده است.
پورتوگال به من گفت بیشتر پزشکان ذهنیت مشابهی دارند و معمولاً آسپیراسیون را توصیه نمیکنند، چون باور رایج این است که احتمال بازگشت کیست زیاد است. اما او بعد از جستوجوی جدیدتر در ادبیات علمی گفت به نظر میرسد میزان عود کیست بیکر بعد از آسپیراسیون کمتر از چیزی باشد که معمولاً آموزش داده میشود. بنابراین اگر کیست بیکر واقعاً علامتدار باشد، یعنی درد قابل توجه ایجاد کند و زندگی روزمره را مختل کند، از نظر او آسپیراسیون «گزینهای منطقی برای امتحانکردن» است.
با این حال، بهطور کلی اگر کیست بیکر خیلی آزاردهنده نباشد، پورتوگال چیزی فراتر از احتمالاً فیزیوتراپی و مصرف داروی ضدالتهاب توصیه نمیکند.
گزینه جدیتر برای خلاصشدن از کیست، جراحی و برداشتن کامل آن است. اما این کار معمولاً فقط همزمان با یک جراحی از پیش برنامهریزیشده زانو انجام میشود؛ مثلاً تعویض مفصل زانو. شاهی میگوید: «بسیار نادر است که جراح کسی را فقط برای برداشتن کیست به اتاق عمل ببرد.»
جدا از آسپیراسیون و جراحی، شاهی میگوید چند کار سادهتر و در دسترستر هم هست که میتوانید برای کوچککردن کیست امتحان کنید. از جمله اینکه هر شب آن را یخگذاری کنید یا کمی Voltaren Gel، که یک کرم ضدالتهاب بدون نسخه است، روی ناحیه بزنید تا التهاب زانو کمتر شود و امیدوار باشید تجمع مایع مرتبط با آن هم کاهش پیدا کند. او میگوید این اقدامات گاهی کمک میکنند، اما احتمالاً کیست را کاملاً از بین نمیبرند. به گفته شاهی، «احتمالاً همچنان دورههایی از بزرگ و کوچک شدن خواهید داشت.»
شاهی میگوید رویکرد بهتر این است که بفهمید اصلاً چرا در زانوی شما مایع تولید و جمع میشود. اگر آن علت را هدف بگیرید، مثلاً برای کنترل بهتر آرتروز با فیزیوتراپی یا تزریق اقدام کنید، یا پارگی مینیسک را ترمیم کنید، آنوقت کیست احتمالاً کوچکتر میشود؛ حتی ممکن است خودبهخود کاملاً برطرف شود.
فراتر از این، اضافهکردن منظم تمرینهای موبیلیتی، مثل یوگا، و تمرکز بر قدرت و فعالسازی عضلات مرکزی و سرینی در کنار دویدن میتواند فشار اضافی روی زانوها را کم کند؛ فشاری که ممکن است در شکلگیری یا تداوم کیست نقش داشته باشد.
نکته آخر اینکه شاهی میگوید کیستهای بیکر گاهی بهدلیل فشار بیش از حدی که داخلشان ایجاد میشود، خودبهخود پاره میشوند. برای بعضی افراد، بعد از این اتفاق کیست برای همیشه از بین میرود. اما برای برخی دیگر، ممکن است بعداً دوباره برگردد.
بعد از شنیدن همه اینها، من برای کیست بیکرم رویکردی دو بخشی در پیش گرفتم. بخش اول: پذیرش.
همانطور که گفتم، از ظاهر این توده لذت نمیبرم، اما تمام تلاشم را میکنم کمتر درگیر فکر کردن به وجودش شوم و بیشتر روی این واقعیت تمرکز کنم که هنوز سالمم و میتوانم بدون درد حرکت کنم.
بخش دوم: برنامه کلی تمرین قدرتیام را جدیتر و سنگینتر کردهام؛ یعنی بیشتر از همیشه روی عضلات سرینی و عضلات مرکزی بدن کار میکنم. شاید در نتیجه همین تغییرات، کیستم اخیراً از اندازه توپ سافتبال به اندازه توپ گلف، حدود ۴ سانتیمتر، کوچک شده است؛ و من این را قطعاً یک برد حساب میکنم.
|
منبع: Runner's World



