چطور یک مادر دونده ماراتن با سرطان استیج 4 مواجه شد؟

چالش هایی که یک مادر حین تمرین برای آخرین ماراتنش با اونها مواجه بود

برای سالها، دویدن یک بخش جدا نشدنی از زندگی رنه سمن بود. او دویدن را در سال 2009 برای لاغری و رسیدن به  اندام ایده آل انتخاب کرد، بعد از اینکه دخترش دایان در سال 2013 به دنیا آمد دویدن برایش جدی تر هم شد، او حتی به همراه دوستانش برای یک نیمه ماراتن و تریل ثبت نام کرد.

در حین تمرین برای همین مسابقات بود که متوجه یک توده در سینه اش شد. از دکترش وقت گرفت و آزمایش بیوپسی سرطان سینه را نشان داد.

قضیه زمانی سخت تر شد که متوجه شد سرطانش بدخیم هست و به سمت استخوانهایش رفته است، و بعد از اون دویدن که راهی برای تجدید قوا بود مانند راه نجاتش شد.

“این اتفاق حقیقتا برای من مثل یک شوک بود” رنه در حالی که اون دوران رو به یاد میاورد گفت:”واقعا نمی دونستیم قراره چه اتفاقی بیفته، اما دویدن تنها امیدی بود که در اون شرایط من رو سر پا نگه میداشت.”

رنه نیمه ماراتنش رو دوید و برای مسابقه های جدید ثبت نام کرد دخترش رو تصور میکرد که در خط پایان منتظره و براش ذوق میکنه.

بعد از دویدن ماراتن نیویورک در مورد ماراتن بزرگ آبوت شنید، یک سری ماراتن که در شهرهای نیویورک، توکیو، بوستون،لندن، برلین و مسابقات شیکاگو برگزار میشد و در جهان بزرگترین بود.

فکر کرد که:«آیا این عالی نخواهد بود؟» و بعد، یکی از اهالی 41 ساله لانگ آیلند 6 ماراتن از این سری رو در شرایطی که در حال مبارزه با سرطان سینه ی استیج 4 بود کامل کرد.

(رنه و دکتر کالینسکی در سنترال پارک)

علاوه بر همسر، دختر، خانواده و دوستانش، راهنمایی‌های پزشکی آنکولوژیستش، دکتر کوین کالینسکی در مرکز پزشکی ایروینگ دانشگاه نیویورک-پرسبیتریان/کلمبیا، به رنه کمک زیادی کرد که به وسیله آن راهنمایی‌ها بتواند از هر خط پایانی عبور کند.
رنه می‌گوید: «دکتر کالینسکی درمانی را ترتیب داد و به من گفت که چه چیزهایی در انتظارمه و این درمان‌ها چگونه در تمرینات من قرار می‌گیرد، بنابراین می‌دانستم اگر سه روز بعد از درمان نتوانم بدوم، نباید ناراحت بشوم.»
 

اینستاگرام تهران کلاب

تهران‌کلاب را در اینستاگرام دنبال کنید.

اینستاگرام تهران کلاب

 
دکتر کالینسکی می گوید: «زمانی که گزینه ها رو برای انتخاب نوع درمان بررسی می کردیم همیشه تمرین های رنه در ذهنمون بود و میخواستیم که کمکش کنیم به اهدافش برسه.” ما روشی رو انتخاب و طراحی میکردیم که به او اجازه بده کیفیت زندگیش خوب بمونه و بتونه به دویدن ادامه بده.»

سایت هلث مترز سلامتی رنه و داستان دویدنش رو پس از ماهها دنبال کرد.

کنار زدن سرطان

همچنان رنه و دنبال میکنیم، در حالی که اینکه اون هدفش رو روی 14 مایل گذاشته. آبرسانی؟ چک کن. موسیقی یا تلفن ؟ چک کن. وزش باد؟ متاسفانه باید چک کنی! در 9 امین مایل رنه میاد و اعتراف می کند که فکر نکردن به اینکه سرطان چه چیزهایی رو از او گرفته خیلی سخت هست .

 

مبارزه برای مثبت ماندن

بعد از بیدار شدن از یک خواب وحشتناک، رنه تصمیم میگیره که اون روز برای دو نره.

 

روز شیمی درمانی

رنه رو در مرکز تزریق در حالی که تحت درمان هست میبینیم، در حین این دیدار، او یاد می گیرد که چرا نفس کشیدن براش سخت شده است (یا نفس کم می آورد) و نمیتواند در دویدن پیشروی کند.

 

تلنگر برای تعویض

رنه در حالیکه با تب خفیفی توی رختخوابه از تجربه دوندگیش به عنوان یکی از سخت‌ترین نیمه مارتن‌هاییکه تا حالا تجربه کرده یاد میکنه.

 

آماده برای رفتن!

رنه و خانوادش آماده می شوند که به لندن بروند و دایان، دستیارش برای جمع کردن وسایلش هست.

 

گذشتن از خط پایان

رنه برای کامل کردن آخرین ماراتنش به لندن سفر میکنه .

رنه میگوید: «وقتی بر میگردم به مسیر و دوران دوندگیم، بیشتر از اینکه زمان خاصی تو ذهنم برجسته بشه، حمایت‌های خارق العاده‌ای که از خانواده و اطرافیانم گرفتم تو ذهنم پررنگ میشه.»

مسیر خیلی پر فراز و نشیبی بود. دیدن حمایتی که از دوستام میگرفتم و آدمهای زیادی که براشون این مسئله مهم بود. این کاری بود که مدتها می‌خواستم انجام بدم و اونها می‌خواستند ببینند. اونها بارها حمایتم میکردند که برای دویدن از خیریه ها کمک مالی دریافت کنم، حتی برای تشویقم در خط پایان باهام به سفر میومدند.

دکتر کالینسکی مثل بقیه تیم حامیان رنه، برای هر پله از این راه تشویقش می کرد. او میگوید کاری که رنه انجام داد واقعا قابل توجه بود. وقتی ما بیمارانی با سرطان وخیم رو درمان میکنیم،امیدمون این هست که اونها بتوانند کیفیت زندگی خوبی رو برای خودشون ایجاد کنند، طولانی تر زندگی کنند و توانایی ادامه کارهای روزمره شون رو داشته باشند،

رنه برای کامل کردن آخرین ماراتنش به لندن سفر میکنهدیدن رنه که ماراتن میدوید برای ما حیرت انگیز بود، هر کسی اینجا با رنه در ارتباط بود حقیقتا تحت تاثیر قرار میگرفت.

این افراد شامل لورا گرافلند، یکی از پرستاران متخصص کینیک پروتستان/کلومبیای نیویورک که برای سالها با رنه کار میکرد هم میشد. گرافلند می گوید: «دیدن رنه باورنکردنی بود.  او نمی گداشت خبرهای بد روش تاثیر بگذاره، و حتی انرژی مثبتش رو به اطرافیانش بر میگردوند، اون هم به طریقی که واقعا حیرت انگیز بود.»

بعد از اینکه رنه در این بهار ششمین و آخرین ماراتنش در سری ماراتن های بزرگ لندن رو کامل کرد، اعضای تیم حامی ش در کلینیک کلومبین/پروتستان نیویورک خواستند که یک کار به خصوص براش انجام بدهند و یک جشن سورپرایز برای وقت ملاقات بعدیش برای درمان برنامه ریزی کردند . وقتی رنه برای پرتو درمانی آمد، با بالن های رنگی مواجه شد! با موسیقی که آهنگ ” چشمان ببر” رو پخش میکرد-آهنگی که همسرش برای تشویقش قبل از دویدن براش می گداشت- و پرستارانی که گوله های پولیشی رو تکون میدادند.
 

هوشمندانه بدو

هوشمندانه بدو

کلاس‌های گروهی و آنـلاین تهران‌کلاب

More Info

 
قبل از اینکه تزریق در اون صبح شروع بشه، رنه مدالش رو بالا برد. او داشت به دایان فکر میکرد، به اینکه هر چند دوی بسیار سختی داشت اما دایان همیشه او را به عنوان یک قهرمان خواهد دید.

رنه سمن در ژانویه 2020 در گذشت. ما همیشه از عزم و اراده او و زیبایی کار او الهام خواهیم گرفت.